آخرین خبرها
خانه / تجربیات خام گیاهخواران / خام گیاهخواری و خداحافظی با بیماری قلبی و دیسک کمر
خام گیاهخواری و خداحافظی با بیماری قلبی و دیسک کمر

خام گیاهخواری و خداحافظی با بیماری قلبی و دیسک کمر

لطفاً خودتان را معرفی نمایید.

مصطفی چراغی هستم. اکنون حدود دو سال و سه ماه است که خام گیاهخوار هستم.

مصطفی چراغی

 

چگونه با خام گیاهخواری آشنا شدید و چگونه آن را ادامه دادید؟

حدود 8 سال پیش از طریق یکی از دوستان به‌صورت خیلی اتفاقی با خام گیاهخواری آشنا شدم، به این صورت که یکی از دوستانم مرا دعوت کرد که به رستوران خام گیاهخواری مراجعه کنم و غذاهای خام را نیز امتحان کنم. خب من هیچ گونه اطلاعات و آمادگی قبلی درباره خام گیاهخواری نداشتم و آن روز هم قصد داشتم طبق معمول غذاهای گوشتی بخورم. بنابراین غذای خام آن روز مرا راضی نکرد و رفتم بیرون یک ساندویچ خوردم و دوباره به انجمن برگشتم! منتها اتفاق خوبی که افتاد این بود که صحبت‌هایی که افراد در آنجا می‌کردند و بیماران شفا یافته که از بیماری‌های خود می‌گفتند، بسیار برایم جالب و آموزنده بود و تحت تأثیر قرار گرفتم.

بدین ترتیب خام گیاهخواری در ذهن من ماند و پس‌ازآن نیز اگرچه هم چنان پخته‌خوار بودم، اما چند بار به خاطر دیسک کمرم شروع به خام گیاهخواری کردم که متأسفانه هر بار حدود 20 روز آن را انجام می‌دادم و بعد آن را رها می‌کردم، چرا که ادامه‌ی خام گیاهخواری برایم سخت به نظر می‌رسید. و بنابراین با این فکر که این دیسک کمر هر از گاهی عود می‌کند و خودبه‌خود خوب می‌شود، خام گیاهخواری را موقتاً انجام می‌دادم و سپس آن را رها می‌کردم، و به خود این امید را می‌دادم که اگر روزی مشکل دوباره برگشت، خام گیاهخواری به‌عنوان یک راه خوب و طبیعی هست که دیگر از جراحی و عمل‌های سخت پزشکی بی‌نیاز باشم.

اما متأسفانه یا خوشبختانه وقتی به مشکل قلبی دچار شدم، دیگر مصمم شدم تا خام گیاهخواری را به‌طور پیوسته و همیشگی اجرا کنم چون به نتایج مثبت آن باور و ایمان داشتم.

 

آیا پیش از خام گیاهخواری، سابقه‌ی جراحی داشته‌اید؟

به خاطر فتق ناشی از چاقی، عمل جراحی انجام دادم.

 

چه تغییراتی پس از خام گیاهخواری حاصل شد؟

به خاطر بیماری قلبی‌ام روزانه 18 عدد قرص می‌خوردم که به‌تدریج و با بهبود بیماری‌ام، قرص‌ها را پس از چند ماه کنار گذاشتم و اکنون دیگر قرص و دارو مصرف نمی‌کنم.

 

چه عکس‌العمل‌هایی در شروع پاک‌سازی بدن خود داشتید و چه شد؟

یک هفته تا ده روز اول شروع خام گیاهخواری شده بودم مانند یک معتاد به مواد مخدر که تازه می‌خواهد ترک کند! دل‌پیچه‌ی شدید، بیرون‌روی زیاد، سردرد، سرگیجه، حالت تهوع، عصبانیت و زودرنجی، زیاد عرق کردن، از بین رفتن تمرکز، گاهی خیلی خواب‌آلوده می‌شدم و گاهی خوابم نمی‌گرفت. این‌ها خیلی زود رفع شد.

گاهی دستم درد می‌گرفت. گاهی قلبم درد می‌گرفت و از این بابت ترس زیادی داشتم چون قلبم قبل از خام گیاهخواری بسیار ضعیف شده بود و پزشکان نسبت به استفاده از باتری و هم‌چنین پیوند قلب پیشنهاد داده بودند. اما از آنجا که به خام گیاهخواری امید و ایمان داشتم، صبر کردم و با مشورت با خام گیاهخواران با تجربه، این دردها را نیز با موفقیت پشت سر گذاشتم.

اما تا 18 ماه پس از خام گیاهخواری، نسبت به سایرین، بیشتر احساس سرما می‌کردم که این مرا اذیت می‌کرد و مجبور بودم لباس‌های گرم بیشتری بپرسم. با خوردن دم‌نوش، خرما، غذاهای طبع گرم و انجام ورزش بهتر شدم، اما پس از 18 ماه صبر، این حالت نیز کم‌کم رفع شد و حالم بسیار بهتر شد.

 

تغذیه‌ی شما قبل از خام گیاهخواری به چه شکل بود؟

من قبل از خام گیاهخواری اصلاً تغذیه‌ی درستی نداشتم، یعنی حتی همان تغذیه نادرست عمومی و رایج و هیچ نظم و اصولی را در خوراک را نیز رعایت نمی‌کردم. اما خیلی پرخور بودم. به نان و به‌خصوص نان سنگک، خیلی اعتیاد داشتم. خلق‌وخوی بدی داشتم، استرس زیادی داشتم و خیلی عصبی بودم.

از نظر بدنی نیز خیلی ضعیف شده بودم. اگرچه من در سن 45 سالگی خام گیاهخواری را شروع کردم، اما حتی در سن 30 سالگی نیز احساس پیری داشتم و احساس می‌کردم اصلاً جان ندارم. اما بعد از خام گیاهخواری، انرژی‌ام خیلی بیشتر شد و اکنون هر روز ساعت 6 صبح سر کار می‌روم و تا ساعت 10 شب که به خانه باز می‌گردم، از میوه‌ها و غذاهای خام گیاهی استفاده می‌کنم، و حتی در جوانی‌ام نیز این‌قدر انرژی نداشته‌ام. اکنون ورزش هم می‌کنم.

 

با جلسات آقای نادری از چه زمانی آشنا شدید؟

آقای نادری را در سال اول خام گیاهخواریِ ایشان، هنگامی‌که برای سخنرانی و بازگو کردن تجربیات خود به انجمن خام گیاهخواری خانم حسینی آمدند، ایشان را در آنجا دیدم و در رابطه با مشکل دیسک کمر خود با ایشان صحبت و مشورت کردم.

 

لغزش‌ها و وسوسه‌ها پس از تصمیم به ادامه‌ی دائمی خام گیاهخواری؟

پس از 20 ماه خام گیاهخواری، به‌اتفاق خانواده سفری به شمال کشور رفتیم که به من تعارف کردند تا سیب‌زمینی کباب شده با هم و در کنار هم بخوریم. من که قبل از آن نیز وسوسه به غذای پخته داشتم، با خودم گفتم که بعد از 20 ماه خام گیاهخواری و پاک‌سازی، اگر فقط همین یک شب را پخته بخورم مشکلی نخواهد داشت. قرار بود پخته‌خواری فقط به همان یک شب محدود شود، بنابراین رفتم در کنار سیب‌زمینی کبابی، یک نان سنگک هم خوردم. اما مشکل بزرگ‌تر آن بود که با خوردن آن، دیو پخته‌خواری که برای مدت در من خفته بود، با خوردن غذای پخته دوباره بیدار شد! و بعد از آن به‌طور مداوم برای نان و سیب‌زمینی غذاهای پخته، احساس ولع و وسوسه شدید داشتم. من فکر کردم می‌توانم این وسوسه را در حد همان سیب‌زمینی و نان نگه دارم، اما دیدم کم‌کم وسوسه و ولع نسبت به سایر غذاها پخته مانند برنج، انواع خورش‌ها و غیره نیز به‌تدریج رو به افزایش است. به همین دلیل نهایتاً پس از دو ماه ادامه‌ی پخته‌خواری، مجدداً به خام گیاهخواری کامل برگشتم و تا دو ماه بعدازآن به‌صورت 100 درصد خام گیاهخوار بودم. تا اینکه پس‌ازآن تحت تأثیر یک مشکل شخصی که برایم پیش آمد و استرس بسیار زیادی به من وارد کرد، دوباره به سمت پخته‌خواری میل پیدا کردم، و دوباره شروع به مصرف نان سنگک کردم و این باعث شد به‌طور ناگهانی و در یک بازه زمانی بسیار کوتاه، 8 کیلوگرم به وزنم اضافه شود.

 

چه تغییراتی پس از لغزش و بازگشت به پخته خواری در شما پدیدار شد؟

پس از بازگشت به پخته‌خواری، تنبلی، احساس کرختی و عصبانیت نیز بازگشت. دیگر دوست نداشتم پیاده‌روی و ورزش کنم. احساس می‌کردم نان، آب بدنم را می‌گیرد و بنابراین، نسبت به زمانی که خام گیاهخواری را انجام می‌دادم، بسیار بیشتر آب می‌خوردم. این را هم ذکر کنم که لغزش‌های من فقط در حد پخته‌ی گیاهی بود و سمت گوشت و فراورده‌های حیوانی نرفتم. ولی همان پخته گیاهی و به‌خصوص نان، خیلی مرا اذیت کرد. نهایتاً به این نتیجه رسیدم که غذای اصلی من، میوه و غذاهای خام گیاهی است.

 

تغییرات وزن شما پس از خام گیاهخواری به چه شکل بود؟

پس از خام گیاهخواری از وزن 105 کیلوگرم به 74 کیلوگرم رسیدم و پس از 18 ماه خام گیاهخواری، دوباره چند کیلوگرم وزن اضافه کردم و تا 79 کیلوگرم رسیدم. این باعث شد خانواده نیز دید مثبتی به خام گیاهخواری پیدا کنند و آن را باعث ضعف و لاغری نپندارند.

 

 

تأثیر تغذیه شما روی اطرافیان چگونه بود؟

در بین خانواده و اطرافیان، خیلی از آن‌ها خواستند که خام گیاهخواری را اجرا کنند اما پس از چند روز خام گیاهخواری، آن را سخت یافتند و رها کردند.

ولی یک اتفاق خوبی که افتاده، این است که پس از آشنایی آن‌ها با این راه، تغذیه آن‌ها نسبت به قبل، سالم‌تر شده است. مثلاً قبلاً میوه را یک غذای تفننی و غیر ضروری به حساب می‌آوردیم، اما الآن خوشبختانه همیشه در یخچال ما میوه هست. غذای گوشتی خیلی کمتر مصرف می‌کنند. در نتیجه نسبت به قبل کمتر مریض می‌شوند. من هرگز خام گیاهخواری را به کسی تحمیل نکردم، اما به‌هرحال تغییرات مثبتی که در سلامتی من اتفاق افتاد، تأثیر مثبت خود را روی اطرافیان نیز گذاشت.

 

اصالتاً اهل کجا هستید و سنّت‌ها تا چه روی شیوه تغذیه شما، تأثیرگذار بوده؟

اصالتاٌ همدانی هستم ولی متولد تهران. غذای اصلی همدانی‌ها آبگوشت است، بنابراین ما هفته‌ای حداقل یکی دو بار آبگوشت می‌خوردیم، و در سنت‌های ما، این باور ریشه دوانده بود که اگر کسی گوشت نخورد ضعیف می‌شود. هم‌چنین اگر بی‌حال بودیم، می‌گفتند: “مگه نون نخوردی”؟!

اما بعد از خام گیاهخواری متوجه شدم که این باورها و عادت‌ها کاملاً اشتباه است و ما اصلاً نیازی به گوشت نداریم.

 

ارثیه در بیماری‌های شما چقدر نقش داشت؟

در رابطه با بیماری قلبی من، بنا بر گفته‌ی پزشکم، می‌تواند سابقه ارثی داشته باشد، اما در خانواده پدری یا مادری‌ام هیچ‌کدام به بیماری قلبی مبتلا نبودند.

 

دیسک کمر شما بعد از خام گیاهخواری چه تغییری کرد و چقدر بهبود یافت؟

از 15 سال پیش مشکل دیسک کمر مرا اذیت می‌کرد. پس از چند سال، این بیماری پیشرفت کرد و به‌گونه‌ای شد که من هر چند ماه یک بار برای مدت یک هفته تا 10 روز در بستر می‌افتادم چرا که حالتی مانند فلج به من دست می‌داد و تحرّک برایم بسیار سخت می‌شد. و بنابراین به‌زور قرص و دارو و آمپول و مسکّن، دردم کم می‌شد که بتوانم دوباره سر کار برگردم.

از زمانی که شروع به خام گیاهخواری کردم، در عرض کمتر از یک هفته دیسک کمر من خیلی بهتر شد و در آن زمان که کار یدی و فیزیکی نیز داشتم، خیلی خوب جواب داد.

اما از زمانی که مشکل قلبی برایم پیش آمد و انگیزه‌ای شد برای شروع مجدد خام گیاهخواری -واقعاً می‌گویم- بیماری دیسک کمرم را یادم رفته بود! و تا 20 ماه بعد از گیاهخواری، حتی با وجود انجام کارهای سنگین و انجام ورزش‌های رزمی، کمرم اصلاً درد نمی‌گرفت. این موضوع موجب بی‌دقتی من شد که ناگهان به دلیل وارد آوردن فشار بیش‌ازحد در ورزش، دوباره کمرم درد گرفت و در بستر افتادم، به این دلیل که آگاه نبودم که در مقابل آن همه مشکل دیسک کمر برای سال‌های متمادی ، 20 ماه زمان کوتاهی است و نباید در آن برهه، بیش‌ازحد به کمرم فشار می‌آوردم.

بنابراین برای بهبود دیسک کمر، لازم است علاوه بر خام گیاهخواری، به‌وسیله ورزش‌های خاص، عضلات کمر تقویت شود.

 

توصیه شما برای خام گیاهخواران در رابطه با ورزش چیست؟ آیا پس از خام گیاهخواری پرخوری شما تغییر کرد؟

پرخوری من پس از خام گیاهخواری بهتر شد. به نظر من پرخوری خودش یک بیماری است. من در خام گیاهخواری، به اندازه نیاز بدنم میل به خوردن دارم و می‌خورم، درحالی‌که در زمان پخته‌خواری، هر چه می‌خوردم احساس سیری نمی‌کردم. در زمان پخته‌خواری و لغزش پس از خام گیاهخواری، روزی سه عدد نان سنگک می‌خوردم!

 

اکنون تغذیه غالب شما چگونه است؟

میوه و به‌خصوص میوه‌های فصل، خوراک غالب مرا تشکیل می‌دهد. سالاد، مغزها و دانه‌های خام را نیز به مقدار کافی مصرف می‌کنم.

 

آیا اهل آشپزی بوده‌اید؟ آیا هم چنان بوی غذای پخته در منزل اذیتتان می‌کند؟

راستش هیچ‌رقم اهل آشپزی نیستم و حوصله آن را نیز ندارم. در طول ساعات کاری، بیشتر غذای من میوه است که بهترین غذا و یک غذای آماده و ساده است. اما غروب که به منزل می‌آیم، همسرم سالاد برایم آماده می‌کند و کنار می‌گذارد، که جا دارد من همین‌جا از ایشان به خاطر همراهی‌شان تشکر کنم.

اما در مورد بوی غذا، ازآنجاکه احساس بویایی ندارم و این ناشی از ارثیه است (چون پدر و مادرم هم حس بویایی نداشتند) بنابراین از این عیب، در خام گیاهخواری به‌عنوان یک حسن بهره بردم! و بنابراین، بوی غذا اصلاً برم اهمیت ندارد. تاکنون نیز در اثر خام گیاهخواری، در بویایی من هیچ تغییری حاصل نشده است. بنابراین فقط مزه‌ی غذا و شکل ظاهری غذا برایم اهمیت دارد.

 

در میهمانی‌ها و رفت و آمدهای اجتماعی چه می‌کنید؟

در ابتدای شروع خام گیاهخواری خیلی برایم سخت بود و تغییر عادت من منجر به جر و بحث با دیگران می‌شد. اما بعداً به این وضع عادت کردم و اکنون در میهمانی‌ها، من با دیگران هم‌سفره می‌شوم و سالاد می‌خورم، اما دیگران غذای خودشان را می‌خورند. لزومی به اصرار و بحث با دیگران نیز نمی‌بینم. به امید اینکه آن‌ها نیز آگاه شده و اگر ما با گیاهخواری سالم‌تر شویم، آن‌ها نیز تحت تأثیر قرار خواهند گرفت و بدین ترتیب، می‌توانیم به‌طور غیرمستقیم تأثیرگذار باشیم

 

چه توصیه‌ای به خوانندگان این مصاحبه دارید؟

توصیه‌ای که به خوانندگان این مصاحبه، افراد علاقه‌مند و افرادی که می‌خواهند خام گیاهخواری را در پیش بگیرند، این است که حتماً با مطالعه‌ی کافی اطلاعات خود را بالا برده و از مشورت با افراد باتجربه در زمینه خام گیاهخواری نیز غافل نشوند.

هم‌چنین به نظر من اگر افراد، پس از خام گیاهخواری، دچار لغزش شدند، خودشان را به‌طور افراطی محکوم نکنند و احساس نکنند دنیا به آخر رسیده! خام گیاهخواری همراه با یک سری آموزش‌های معنوی و کاهش استرس نتیجه خوبی می‌دهد. اگر دچار لغزش شدید، بهترین راه این است که دوباره سریعاً به خام گیاهخواری برگردند و فکر خود را خیلی درگیر احساس گناه نکنند.

 

سخن پایانی؟

از قدیم گفته‌اند عصبانی نشو و خون خود را کثیف نکن. اکنون نیز از نظر علمی ثابت شده است که استرس و افسردگی در بسیاری از بیماری‌ها تأثیر منفی دارد. بنابراین کسانی که خام گیاهخوار می‌شوند، از هر راهی که دوست دارند، نسبت به تقویت ذهن و معنویات خود نیز اقدام کنند. حتماً ورزش کنند، حتماً طبیعت‌گردی را به‌صورت هفتگی داشته باشند و با دوستان و آشنایانی که بودن با آن‌ها باعث شادی‌شان شود، روابط خود را به‌طور منظم حفظ کنند.

از شما و تمام دوستانی که در این راه تلاش می‌کنند، تشکر می‌کنم. معتقدم که اگر خداوند بخواهد درجه‌ای به کسی عطا کند، آن درجه خدمت به دیگران است. تجربیات من اگر بتواند حتی برای یک نفر مفید باشد، من به هدفم رسیده‌ام.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*