آخرین خبرها
خانه / تجربیات خام گیاهخواران / خام گیاهخواری و بهبود رماتیسم مفصلی حاد

خام گیاهخواری و بهبود رماتیسم مفصلی حاد

مصاحبه با خانم طاهره ترابی، 47 ساله

لطفاً خودتان را معرفی نمایید؟

طاهره ترابی هستم. متأهل، دارای سه فرزند.

 

در رابطه با بیماری‌هایی که داشتید و تغییراتی که پس از خام گیاهخواری حاصل شد، توضیح دهید؟

از سال 1367 بیماری رماتیسم مفصلی در من شروع شد و به‌تدریج پیشرفت کرد، تا اینکه در سال 1391 مرا زمین‌گیر کرد. در سال 1392 بیماری مرا تشخیص دادند و چندین بار بیمارستان بستری شدم. در این اواخر روزی 20 عدد قرص می‌خوردم که از این تعداد، 4 تا از آن‌ها کورتون بود.

در اثر مصرف این داروها، به چاقی مبتلا شدم  وزنم به 124 کیلوگرم رسید. کبد چرب، سنگ کلیه، پوکی استخوان 53 درصد، فشار خون بالا از جمله بیماری‌هایی بودند که به آن دچار شده بودم که قسمت عمده‌ای از این مشکلات ناشی از عوارض جانبی داروهایی بود که مصرف می‌کردم.

هم‌چنین برای مشکل رماتیسم مفصلی حاد، هفته‌ای یک بار نیز شیمی‌درمانی می‌شدم.

حدود 20 سال پیش نیز کیست صفرا داشتم که عمل کردم. از بچگی آسم و نفس‌تنگی، خارش بدن و آلرژی داشتم که شکر خدا این مشکلات نیز با خام گیاهخواری رفع شد.

اکنون پس از دو سال خام گیاهخواری، حدود 57 کیلوگرم وزن کم کرده‌ام و به حدود 68 کیلوگرم رسیدم. کبد چرب و پوکی استخوان درمان شده، فشار خونم تنظیم شد، و اکنون خیلی حالم بهتر است. و در رابطه با مشکل رماتیسم نیز تاکنون تا حد بسیار زیادی بهبود یافته‌ام.

برون‌ریزی‌های شدیدی پس از خام گیاهخواری داشتم. یک روز دستم کج می‌شد، یک روز دهانم کج می‌شد. من به اندازه‌ای حالم بد بود که حتی قادر نبودم یک لیوان آب بخورم و یا یک خودکار دستم بگیرم. اکنون بسیار خوشحالم که کارهای شخصی خودم را انجام می‌دهم. در حال حاضر دردهایم برطرف شده و تنها هنوز خشکی مفاصل دارم.

 

عادات غذایی شما قبل از خام گیاهخواری به چه صورت بود و بعد از خام گیاهخواری چه طور؟

قبل از خام گیاهخواری مانند بقیه‌ی مردم تغذیه‌ی رایج را داشتم، و متأسفانه به‌ندرت میوه می‌خوردم، چرا که به دلیل مصرف زیاد غذای پخته، میل به میوه بسیار کاهش یافته بود. اما اکنون هر روز و همیشه میوه می‌خورم. معمولاً هم میوه‌های فصل را ترجیح می‌دهم.

 

روحیه‌ی شما قبل و بعد از خام گیاهخواری؟

قبل از خام گیاهخواری، به دلیل دردهای ناشی از بیماری، افسرده شده بودم و آرزوی مرگ داشتم. حتی فکر خودکشی هم به ذهنم خطور می‌کرد. ولی اکنون از این بابت پشیمان هستم که در آن زمان قدر زندگی را نمی‌دانستم هر چند دست خودم هم نبود. قبل از خام گیاهخواری، اگر نیم ساعت در مصرف داروهایم تعلل می‌کردم، دست و پایم کج می‌شد و زندگی بر من بسیار سخت می‌شد. اما اکنون دارو مصرف نمی‌کنم و با خام گیاهخواری، احساس بسیار بهتری دارم.

 

وضعیت خواب شما قبلاً چه طور بود و پس از خام گیاهخواری چه تغییری کرد؟

من قبلاً که داروها را مصرف می‌کردم، با وجود خوردن قرص خواب، کم‌خوابی داشتم. اما اکنون خوابم تنظیم و بسیار بهتر شده است.

 

تغذیه شما روی اطرافیان چه تأثیری داشته است؟

پسرم، عروسم و یکی از دخترهایم تا حد زیادی خام گیاهخواری را انجام می‌دهند و در این دو سال، خیلی مرا حمایت کردند و از آن‌ها و به‌خصوص از همسرم تشکر می‌کنم که با من همراه شدند.

 

حال بفرمایید چگونه با خام گیاهخواری و انجمن آقای نادری آشنا شدید؟

یکی از دوستان، خام گیاهخواری را به من پیشنهاد کرد و یک نفر هم از شهرستان با من تماس گرفت. جالب بود که در عرض دو ماه، دو بار خام گیاهخواری به من پیشنهاد شد و خلاصه بدین ترتیب با خام گیاهخواری آشنا شدم و انجام دادم.

تا اینکه پارسال از طریق آقای سعید دادگر با جلسات رایگان تغذیه طبیعی آقای هومن نادری آشنا شدم که در آن زمان حدود 11 ماه از خام گیاهخواری من می‌گذشت. آقای دادگر از من می‌پرسید که با اینکه چند ماه از خام گیاهخواری شما گذشته، پس چرا مشکل گردن شما هنوز خوب نشده!؟ پس از این‌که در بهمن 1393 با آقای نادری آشنا شدم و ایشان لیست خوراکی‌های ممنوعه در خام گیاهخواری اعم از جوانه گندم، خیار، گوجه و کاهو (برای بیماری و با توجه به شرایط من) را به من گوشزد کرد که من پس از رعایت آن و پرهیز از خوراکی‌هایی که برایم مضر بود، ظرف مدت 24 ساعت درد گردنم بسیار کاهش یافت. اما قبل از آن خیار و گوجه و سالاد را به‌صورت روزانه مصرف می‌کردم که برای بیماریم مضر بود. حتی اکنون نیز که بدنم تا حد زیادی پاک‌سازی شده و بهبود یافته، در صورت مصرف کاهو، حالم بد می‌شود. بادام‌هندی و بادام‌زمینی نیز برای من مضر است و در صورت مصرف، بدنم خیلی سریع واکنش نشان می‌دهد.

 

چقدر آب می‌خورید؟

بعضی مواقع روزی 10 الی 15 لیوان آب می‌خورم، اما گاهی روزی فقط 4 لیوان آب می‌خورم، به‌خصوص هنگامی‌که میوه‌های آبدار زیاد مصرف می‌کنم. اما به‌طور متوسط، معمولاً روزانه 8 لیوان آب مصرف می‌کنم.

 

آیا در این مدت لغزش به سمت پخته‌خواری داشته‌اید؟ با وسوسه‌ها برای خوردن غذای پخته چه می‌کنید؟

خوشبختانه تاکنون لغزش نداشته‌ام. البته گاهی که برای اطرافیان آشپزی می‌کنم و وسوسه به سراغم می‌آید، به خود می‌گویم: “طاهره! یادت رفته سر اجاق‌گاز نمی‌توانستی بروی؟! یادت رفته حتی یک لیوان آب نیز نمی‌توانستی بخوری؟!” و همین برای دور کردن وسوسه‌ها برایم کافی است. هر روز نیز عهد و پیمان خود با خدا را تازه می‌کنم و هر روز صبح می‌گویم خدایا کمک کن امروز نیز خام گیاهخوار باقی بمانم.

 

در میهمانی‌ها چه می‌کنید و روابط اجتماعی خود را چگونه مدیریت می‌کنید؟

معمولاً پیش از رفتن به مجالس، در خانه خودم را سیراب می‌کنم. در میهمانی‌ها نیز از میوه‌ها استفاده می‌کنم، ولی سالاد را به دلیل اینکه گوجه، خیار و کاهو برایم مضر است، مصرف نمی‌کنم.

اکنون فعالیت و روابط اجتماعی من نیز بسیار خوب است در حالی که قبلاً مشکلات عدیده‌ای در این خصوص داشتم که ناشی از بیماری من بود.

 

حرف پایانی؟

توصیه‌ی من به کسانی که تازه خام گیاهخواری را شروع می‌کنند این است که امید و ایمان خود را از دست ندهند. این‌طور فکر نکنند که خام گیاهخواری فقط برای افراد  بیمار است، بلکه حتی افرادی که سالم هستند نیز خوب است که این راه را در پیش گرفته و ادامه دهند.

برای همه عزیزان آرزوی شادی و تندرستی دارم.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*