آخرین خبرها
خانه / تجربیات خام گیاهخواران / خام گیاهخواری یعنی کمالِ تغذیه‌ی سالم!
خام گیاهخواری یعنی کمالِ تغذیه‌ی سالم!

خام گیاهخواری یعنی کمالِ تغذیه‌ی سالم!

مصاحبه با خدایار عینی فرح، کارشناس بهداشت

 

لطفاً خودتان را معرفی نمایید؟

خدایار عینی هستم، کارشناسی بهداشت عمومی (گرایش اپیدمیولوژی پزشکی)، 36 ساله.

 

 

از چه زمانی تغذیه خود را تغییر دادید و چه فعالیت‌هایی در این رابطه داشته‌اید؟

حدود 5 سال است که گیاهخوار شده‌ام و از سال 1390 شروع به تحقیق در رابطه با تغذیه، گیاهخواری و خام گیاهخواری کرده‌ام. یک کتاب نیز در این زمینه با عنوان “تغذیه گیاهی (گیاه‌خواری)؛ سلامت و شادابی، آرامش روانی و جسمانی” تألیف و منتشر کرده‌ام.

 

تغذیه شما در طول زندگی چه طور بود؟ در دوران دانشگاه نسبت به تغذیه چه دیدگاهی داشتید؟ اکنون چه طور؟

اگرچه پیش از گیاهخواری، تغذیه من نیز مانند اکثریت جامعه بود و گوشت و فراورده‌های حیوانی را نیز زیاد مصرف می‌کردم، اما از آنجا که تغذیه یکی از مهم‌ترین قسمت‌های رشته‌ی بهداشت عمومی است، توجه خاصی روی این موضوع داشتم. زمانی که من درس تغذیه را می‌خواندم، اولین پله‌ای که در گیاهخواری مورد بحث من قرار گرفت، موضوع مصرف گوشت بود. یکی از مهم‌ترین مباحثی که در درس تغذیه مطرح می‌شود، جزئیات ترکیبات خوراکی یا ingredients می‌باشد. وقتی‌که استاد ترکیبات خوراکی میوه‌ها را بررسی می‌کرد، ما می‌دیدیم که تمام مواد غذایی موردنیاز انسان اعم از کربوهیدرات، املاح، ویتامین‌ها و غیره در میوه‌ها وجود دارد. واقعاً در تئوری، میوه‌ها و به‌خصوص میوه‌های شیرین (مانند انگور، سیب، گلابی و غیره) منبع غذایی کامل برای انسان هستند، چیزی که در عمل هم آن را می‌بینیم. اما در بررسی گوشت، می‌دیدیم که کربوهیدرات ندارد، میزان بالایی از چربی‌های حیوانی اشباع‌شده دارد که مضر است و همیشه مورد نفی پزشکان بوده. هم‌چنین گوشت از نظر املاح و مواد معدنی نیز بسیار فقیر است، به جز در مورد آهن که آن نیز مورد بحث است که این آهن موجود در گوشت در اثر حرارت، چقدر مفید یا مضر می‌شود. بدین ترتیب، اکنون که در کنار آنچه در دانشگاه یاد گرفته‌ام، تجربه‌ی گیاهخواری را نیز دارم، معتقدم که گوشت، تنها تفاله‌ای از پروتئین است که برای بدن انسان غذای مناسبی نیست.

اما به خاطر اینکه هرم غذایی سال‌های سال به دانشجویان دیکته شده که ناشی از عادات تغذیه‌ای نادرست انسان‌ها به‌صورت نسل اندر نسل است، به همین دلیل شک و تردید نسبت به این شیوه از تغذیه در ذهن آن‌ها شکل نمی‌گیرد یا اینکه شک و سؤالات ذهنی آن‌ها در نطفه خفه می‌شود. اما خوشبختانه این شک و تردیدها در ذهن من تا حدودی باقی مانده بود تا اینکه یک بار در یکی از برنامه‌های تلویزیونی خارجی مصاحبه‌ای درباره گیاهخواری دیدم و پس از آن، توجهم نسبت به مضرات گوشت بیشتر شد و از آن پس، بیشتر در رابطه با مضرات گوشت تحقیق و بررسی کردم. دیدم که گوشت به‌صورت خام خطرات و مشکلاتی مانند انگل‌های خطرناک دارد، و به‌صورت پخته نیز در ایجاد و تشدید بسیاری از بیماری‌ها از جمله سرطان و بیماری‌های قلبی عروقی نقش پررنگی دارد. به نظر من واقعاً می‌توان در رابطه با هر کدام از مضرات گوشت، یک واحد درسی جداگانه ایجاد کرد، از جمله: مصرف گوشت و بیماری سرطان، مصرف گوشت و بیماری‌های قلبی و عروقی، آرتروز، و بیماری‌های روانی.

این‌ها در واقع اولین گام من در راستای ترک مصرف گوشت بود و خیلی بابت این اتفاق خوشحالم.

پس از اینکه مضرات مصرف گوشت برای من آشکار شد، موضوع مصرف لبنیات برایم مطرح شد. ازآنجاکه رشته‌ی تحصیلی ما و دیدگاه شخصی من نسبت به تغذیه علمی بود، بنابراین دلایل اخلاقی به تنهایی، برایم کافی نبود که مصرف لبنیات را نیز کنار بگذارم. پس شروع به تحقیق و بررسی در مورد آن کردم. دیدم که اگرچه تمام تبلیغات بر پایه‌ی این باور است که مصرف لبنیات به دلیل کلسیم بالای موجود در آن برای بدن مفید و ضروری است –باوری که برای سال‌ها در دانشگاه‌ها و مجامع علمی ریشه دواند- اما اکنون شواهد علمی و تجربی بسیاری وجود دارد که نشان می‌دهد لبنیات نه‌تنها برای سلامت استخوان‌ها مفید نیست، بلکه خود یکی از عوامل پوکی استخوان است، به این دلیل که خون را اسیدی می‌کند و کلسیم آن برای بدن قابل‌جذب نیست. هم‌چنین مضرات چربی‌های حیوانی موجود در لبنیات نیز امروزه دیگر بر کسی پوشیده نیست.

اما مسئله‌ی بسیار مهم دیگر که برای من خیلی دیر اتفاق افتاد تا آن را درک کنم و همیشه آرزو می‌کردم ای‌کاش زودتر حقیقت را فهمیده بودم، مضرات پخت‌وپز و مسئله‌ی کمالِ گیاهخواری است. من معتقدم کمالِ تغذیه‌ی طبیعی و سالم در خام گیاهخواری اتفاق می‌افتد. خوشبختانه اکنون نسبت به سال‌های گذشته، امکانات و مطالب آموزشی مفید در رابطه با خام گیاهخواری در سطح وسیعی مهیا شده که این واقعاً یک فرصت عالی برای افراد است که در کمترین زمان ممکن، بیشترین دانش را کسب کرده و از تجربیات دیگران، حداکثر استفاده را ببرند.

 

نظر شما در رابطه با بُعد اخلاقی مصرف خوراک و فراورده‌های حیوانی چیست؟

واقعاً اگر برای سلامت چیزی لازم و ضروری باشد، شاید بتوان از نظر اخلاقی نیز آن را توجیه کرد. اما امروز می‌دانیم که گوشت فقط ناسالمی و مرگ را به دنبال دارد. مصرف گوشت و فراورده‌های حیوانی تنها در صورتی می‌تواند توجیه‌پذیر و قابل‌قبول باشد که هیچ نوع خوراک گیاهی دیگری در دسترس نباشد به‌طوری‌که برای بقا به مشکل بخوریم، که البته چنان وضعیتی نیز همیشگی نخواهد بود چرا که اگر گیاهی وجود نداشته باشد که حیوان از آن بخورد، در آن صورت بقای کل گونه‌های حیاتی و جانوری با مشکل مواجه می‌شود!

یک گیاهخوار دیگر در ظلم‌هایی  که بر حیوانات روا می‌شود، دخالتی ندارد. اینکه خوراک ما به خون آلوده نباشد، ظلم و شکنجه در آن نباشد، این موضوع به انسان آرامشی می‌دهد که با هیچ چیز دیگر قابل‌مقایسه نیست.

بنابراین می‌توانم بگویم که من به دلیل حفظ سلامت، گیاهخواری را شروع کردم و دلایل اخلاقی باعث شد گیاهخوار باقی بمانم.

در رابطه با بُعد اخلاقی تغذیه می‌توان ساعت‌ها صحبت کرد، اما اگر بخواهم به‌طور خلاصه بگویم، ما به‌واسطه رشته تحصیلی خود، از دام‌پروری‌ها، دامداری‌ها و مرغداری‌های صنعتی  بازدید می‌کردیم و از نزدیک شاهد جنایاتی که نسبت به حیوانات روا داشته می‌شد، بودیم. برای مثال من گاوی را دیدم که پستان‌هایش در اثر دوشیده شدن بیش‌ازحد با دستگاه، بسیار بزرگ شده و ورم‌کرده بودند، و حتی بیماری سرطان در آن پستان‌ها دیده می‌شد. ولی متأسفانه در آن زمان این ظلم‌ها را نادیده می‌گرفتم چرا که غذای من از منابع حیوانی بود، اما اکنون که آگاه‌تر شده‌ام، بابت ستم‌هایی که بر حیوانات بی‌زبان روا داشته شده و می‌شود، بسیار ناراحت می‌شوم.

متأسفانه مافیای تولید گوشت و مواد غذایی، این ظلم‌ها و جنایات را از مردم پنهان می‌کنند و از طرف دیگر، پزشکان را آموزش داده و به‌صورت غیر مستقیم آن‌ها را کنترل می‌کنند.

اینکه پردرآمدترین صنایع دنیا، صنایع غذایی و صنایع پزشکی و داروسازی است، نکته‌ای است که مردم لازم است نسبت به آن بیشتر توجه داشته باشند و از خود بپرسند که چرا باید این‌گونه باشد؟ در حالی که طبابت در فرهنگ و تمدن ما، راه برای زندگی سالم و منصفانه بوده و نه راهی برای کسب درآمد هنگفت از طریق سوءاستفاده از ناآگاهی مردم، چیزی که امروز متأسفانه در سطح وسیعی شاهد آن هستیم.

 

تغییر تغذیه‌ی شما چه تأثیری بر روی اطرافیان داشت؟

به همراه همسر و فرزندم، به‌صورت خانوادگی گیاهخوار شدیم و در طی این سال‌ها هیچ نوع گوشتی مصرف نکرده‌ایم و چکاپ ها و آزمایش‌های پزشکی که انجام داده‌ایم، حاکی از نرمال بودن تمام مؤلفه‌های خون دارد. حتی یکی از پزشکانی که نرمال بودن این آزمایش‌ها و چکاپ های ما را می‌دید، به‌اندازه‌ای آن را جالب یافت که خودش و همسرش گیاهخوار شدند! این پزشک که دوست من نیز بود، هر بار که می‌خواستیم آزمایش دهیم، می‌گفت مطمئن هستم که به کم‌خونی و کمبودهای دیگر مبتلا شده‌ای و منتظر دیدن کمبود و مشکل در نتایج آزمایش بود، اما پس از دیدن نتایج آزمایش برای چندین بار پیاپی و پس از چند سال، بالأخره متقاعد شد!

البته بایستی توجه داشت که آزمایش‌های پزشکی فعلی و معیارهای آن‌ها نیز خالی از نقص نیستند، چرا که معیار نرمال بودن این آزمایش‌ها بر اساس میانگین به‌دست‌آمده از مقایسه‌ی اکثریت سالم افراد جامعه و گروه‌های مورد آزمایش است، درحالی‌که یک فرد سالم ممکن است در جامعه جزو اقلیت آماری اما جزو سالم‌ترین‌ها باشد. بنابراین این آزمایش‌ها نیز از نظر تخصصی مورد بحث و جای سؤال است.

 

اکنون تغذیه‌ی شما به چه صورت است؟

امروز من اگرچه هنوز به‌طور کامل و مطلق خام گیاهخوار نیستم (البته بیماری خاصی نیز نداشته‌ام)، اما 80 درصد از تغذیه‌ی من و خانواده‌ام از میوه‌ها، سبزی‌ها، مغزها و دانه‌های خام تشکیل شده و به‌خوبی متوجه مضرات پخت‌وپز مواد غذایی شده‌ایم. حرارت بالا موجب از بین رفتن بسیاری از مواد ریزمغذی موجود در مواد غذایی می‌شود. اگرچه مقداری از املاح غذا پس از پخت‌وپز نیز باقی می‌ماند، اما آن‌ها نیز دچار تغییرات شده و در هضم و جذب دچار اختلال می‌شود. هم‌چنین ترکیبات سمی جدیدی که در اثر مخلوط شدن غذاها با هم و حرارت بالا ایجاد می‌شود نیز برای بدن بسیار مضر است. بنابراین با دوری از حرارت می‌توان به سالم‌ترین مرحله از تغذیه رسید.

 

تأثیرات روحی و روانی تغذیه روی شما به چه شکل بوده است؟ فرزند خود را چه طور به گیاهخواری عادت داده‌اید؟

هر چند من به تناسب رشته‌ی خود، زیاد تمایلی ندارم موضوع تغذیه را به‌صورت احساسی مطرح کنم و سعی می‌کنم فقط از نظر علمی آن را مورد بررسی قرار دهم، اما اگر بگویم که تغییر تغذیه چقدر در کاهش استرس من مؤثر بود، ممکن است خوانندگان گرامی مصاحبه شک بر اغراق کنند! اما این موضوع در زندگی من بدیهی است.

اما به نظر من مهم‌ترین موضوعی که باعث ماندگاری انسان در تغذیه طبیعی و ادامه‌ی آن می‌شود، بحث اخلاق است. وقتی می‌بینیم گیاهخواری علاوه بر بهبود سلامتی، به نجات محیط‌زیست نیز کمک شایانی می‌کند، آنگاه انسان برای ادامه‌ی گیاهخواری بیشتر تشویق می‌شود. آرامشی که انسان با گیاهخواری به دست می‌آورد، باعث ایجاد احساس امنیت در او نیز می‌شود، و اینجاست که مصرع “چون که صد آید نود هم پیش ماست” درباره گیاهخواری نیز مصداق پیدا می‌کند.

آلبرت انیشتین نیز به‌درستی گفته است که هیچ‌چیز به اندازه گیاهخواری نمی‌تواند به بقای انسان‌ها و سیاره کمک کند. و گفته‌های دیگری نیز که برخی از بزرگان و مشاهیر درباره فواید گیاهخواری گفته‌اند، همگی اشاره به درست و طبیعی بودن این سبک زندگی دارد.

 

شما که طبق اظهارات خود، سابقه‌ی بازرسی از مراکز تولید گوشت و مواد غذایی حیوانی را داشته‌اید، در رابطه با هورمون‌ها و مواد افزودنی برای پرورش حیوانات چه دیده‌اید و چه نظری دارید؟

قبلاً در صورت تزریق هورمون به حیوانات، اغلب بازرسان متوجه آن می‌شدند. اما اکنون روش‌های دیگری (از جمله مخلوط کردن با غذا) هورمون‌های رشد و مواد افزایش اشتها را به خورد حیوانات می‌دهند (که البته مواد مصنوعی تحریک اشتها را حتی برای انسان‌ها نیز در دسترس قرار داده و تجویز می‌کنند) که برای تشخیص آن در بدن حیوان پرورش‌یافته، نیاز به آزمایش‌ها و ابزار بسیار پیشرفته است که معمولاً میسّر و مقدور نیست. اما چه طور یک جوجه پس از گذشت 45 روز در مرغداری‌های صنعتی، به یک مرغ کامل و سنگین‌وزن تبدیل می‌شود؟! درحالی‌که در طبیعت همان‌طور که در روستاها می‌بینیم، یک جوجه پس از 45 روز هنوز بسیار کوچک است. بنابراین چه طور می‌توان جوجه را به این سرعت به بلوغ رساند اگر آن‌ها به روش طبیعی پرورش داده می‌شوند و از مواد شیمیایی در خوراک آن‌ها استفاده نشود؟! هم‌چنین حیوانات را در فضایی بسیار کوچک نگه می‌دارند که تحرک فیزیکی نداشته باشند و وزن آن‌ها در مدت کوتاه، به‌شدت افزایش یابد.

همان‌طور که مسئله‌ی استفاده از روغن پالم در لبنیات که بسیار سر و صدا کرد، اخیراً کشف شده بود، درحالی‌که سالیانِ سال از روغن پالم در صنایع لبنی استفاده می‌شد. این موضوع می‌تواند در مورد مواد و افزودنی‌های استفاده‌شده در خوراک و پرورش و تولید سایر محصولات حیوانی نیز مصداق داشته باشد.

هم‌چنین یک موضوع نگران‌کننده‌ی دیگری که باید به آن توجه داشت، این است که به دلیل کوتاه بودن عمر حیوانات پرورشی و کشته شدن آن‌ها پس از یک مدت بسیار محدود، در بسیاری از موارد، بیماری‌هایی که این حیوانات به آن دچار می‌شوند تشخیص داده نمی‌شود، چرا که علائم آن به‌ظاهر آن‌قدر پیشرفت نکرده‌اند و هم‌چنین، فرصت چندانی برای بررسی وضعیت سلامت آنان نیز باقی نمی‌ماند. در نتیجه این دور باطلی که انسان‌ها در آن افتاده‌اند یعنی تغذیه ناسالم و تولید خوراک ناسالم، مضراتش بیش از حد تصور اکثر افراد جامعه است.

 

در ابتدای شروع تغییر تغذیه، واکنش اطرافیان نسبت به شیوه جدید زندگی که در پیش گرفته‌اید، چه بود؟

در وهله‌ی اول اصلاً باورشان نمی‌شد! حتی پدرم برایم گریه می‌کرد که گیاهخوار شده‌ام! چرا که آن‌ها سال‌های سال با راه و شیوه‌ی نادرست زندگی کرده‌اند. اما امروز در آشنایان من، دیگر گیاهخواری برایشان غریب نیست و توانسته‌ام بسیاری از آن‌ها را متقاعد کرده و به همین ترتیب، برخی از آن‌ها گیاهخوار شده و در بسیاری از خانواده‌ها، مصرف گوشت کاهش یافته است. بسیاری از اطرافیانم اگر قبلاً می‌توانستند به‌راحتی سر یک حیوان را ببرِند، اکنون این کار برایشان خیلی سخت شده است. برخی از افرادی که شکارچی بودند، شکار را کنار گذاشتند که این‌ها همگی برای ما نوید خوبی است و می‌توان نسبت به گسترش صلح و سلامتی در آینده، امیدوار بود.

 

تغذیه‌ی فرزند خود را چگونه مدیریت کردید؟

ببینید، من به‌اجبار این روش تغذیه را به پسرم تحمیل نکردم. از زمانی که گوشت از خوراک من و همسرم حذف شد، این خود یکی از عواملی بود که خودبه‌خود پسرم را به سمت گیاهخواری سوق می‌داد. اما با این وجود، به او می‌گفتیم اگر برایش سخت است، هر گاه گوشت خواست به ما بگوید از بیرون برایش غذا بگیریم، چون احساس می‌کردم اگر به‌زور و اجبار بخواهم پسرم را گیاهخوار کنم، تأثیر منفی و حتی تأثیر عکس داشته باشد، به خصوص اینکه در مورد فرزند ما از آنجا که پیش از گیاهخواری، به مزه ی گوشت اعتیاد پیدا کرده بود (به دلیل انکه زیاد گوشت می خوردیم) در نتیجه در ابتدا، طعم و مزه ی بسیاری از غذاهای گیاهی را دوست نداشت. اما از آنجا که در منزل ما بحث و گفتگو درباره گیاهخواری زیاد اتفاق می‌افتاد، پسرم نیز در معرض این بحث‌ها بود و یاد می‌گرفت. تا اینکه یک روز به ما گفت که دیگر برای من از بیرون غذا نگیرید و گوشت مصرف نمی‌کنم. بنابراین، هنگامی‌که انسان از حقیقت امر آگاه شود، همین آگاهی می‌تواند انگیزه و اراده‌ی زیادی برای تغییر عادت بدهد به شرطی که واقعاً به آن اهمیت دهیم.

 

نظر و دیدگاه شما درباره پزشکی چیست؟

علم پزشکی اگرچه خدمات مفید و ارزنده‌ای دارد به‌خصوص در رابطه با درمان‌های اورژانسی، دندانپزشکی و بسیاری موارد دیگر. اما در رابطه با افزایش طول عمر و سلامتی پایدار نتوانسته است چندان موفق باشد، چرا که اساس تغذیه و خوراک اکثریت افراد جامعه بر پایه‌ی سالمی گذاشته نشده و در نتیجه، تا زمانی که خوراک ناسالم باشد، کار چندانی نیز از دست علم پزشکی برای افزایش طول عمر و سلامتی بر نمی‌آید.

 

نقش تغذیه در سیستم ایمنی و دفاع در برابر بیماری‌های مختلف چیست؟

مگر غیر از این است که تغذیه ناسالم، سموم مختلف، آلودگی‌ها و استرس باعث تضعیف سیستم ایمنی بدن می‌شود؟ این موضوعی است که علم پزشکی هیچ شک و تردیدی در آن ندارد. بنابراین برای افزایش میزان مقاومت بدن در مقابل عفونت‌های ویروسی و باکتریایی، هیچ چیز بهتر و مؤثرتر از تغذیه سالم نیست. چه طور می‌توان با خوردن غذای مرده و یا مواد نگه‌دارنده شیمیایی، سیستم ایمنی بدن را تقویت کرد؟!

 

اولین بار چگونه با جلسات تغذیه طبیعی آقای هومن نادری آشنا شدید؟ چه نظری درباره این جلسات دارید؟

در اینترنت مشغول جستجو بودم که با سایت آقای نادری آشنا شدم، و بدین ترتیب از طریق سایت ایشان، با جلسات آشنا شدم. به نظرم این جلسات در افزایش آگاهی عمومی و هم‌چنین در تقویت انگیزه و اراده‌ی افراد برای شروع و ادامه  خام گیاهخواری می‌تواند بسیار مفید و مؤثر باشد. جا دارد همین جا از تلاش بی‌دریغ آقای هومن نادری و وقت و انرژی‌ای که برای این هدف پسندیده و انسان دوستانه صرف می‌کنند، کمال قدردانی را به عمل آورم.

 

چه توصیه‌ای به نویسندگان و فعالان گیاهخواری دارید؟

به نظر من لازم است از افراط و تفریط و تعصب دوری کنیم. اگر به‌عنوان‌مثال شما گیاهخوار هستید و احساس می‌کنید که راهتان درست است، لزومی ندارد دیگران را گمراه و گناهکار بدانید! چرا که اکثر ما گیاهخواران، خودمان در گذشته گوشت خورده‌ایم، همان‌طور که والدین و خانواده‌ی ما نیز گوشت و غذای ناسالم خورده‌اند. پس ما اگر امروز از حقیقت آگاهیم، بهتر است با تعصب و افراط با دیگران برخورد نکنیم و نادرست بودن نظرات دیگران را با بی‌احترامی و پرخاش مطرح نکنیم، چرا که راه درست خودش، خودش را تبلیغ می‌کند. مشک آن است که خود ببوید / نه آن‌ که عطار بگوید!

پس اگر امروز شما راهتان سالم و اخلاق مدارانه است، همین برای اثبات راه شما کفایت می‌کند. تنها لازم است که در راستای آشنا کردن سایر مردم با این سبک زندگی – و بدون قضاوت- تلاش نمود.

توصیه‌ی من به کسانی که قصد تبلیغ گیاهخواری دارند، این است که با مطالعه‌ی کافی اقدام کنند و با سایر فعالان این عرصه، با یک اتحاد خوب برای مطالعه‌ی علمی و همه‌جانبه گیاهخواری و خام گیاهخواری، همکاری کنند. به نظر من گیاهخواران و خام گیاهخواران همه در یک کالبد مشترک از دنیای تغذیه قرار دارند، اما با تفاوت در میزان سلامت هر خوراکی که می‌خورند. و لازم است که میوه و خوراک خام گیاهی بخش اعظم هر رژیم غذایی و هر شیوه‌ی زندگی را تشکیل دهد.

به امید روزی که خام گیاهخواری در رسانه‌های عمومی و کرسی‌های علمی نیز به‌طور درست و اصولی آموزش داده شود.

 

جدیدترین اخبار و مطالب مرتبط با خام گیاهخواری در کانال تلگرام پندار:

آیکن تلگرام

 

***توجه:

اگرچه مصاحبه‌ها با بررسی کافی از طرف سایت انجمن تغذیه طبیعی منتشر می‌شود، اما مسئولیت صحبت‌های افرادی که مورد مصاحبه قرار گرفته‌اند، بر عهده‌ی شخص ایشان است. هدف از انتشار این مصاحبه‌ها، کمک به افزایش آگاهی عموم با بهره‌گیری از تجربیات دیگران و دیدگاه‌های متفاوت آنان می‌باشد.

3 نظر

  1. حقيقتا حرفي كه از دل برآيد، بر دل نشيند،! با تشكر از زحمت شما

  2. سلام و درود خدمت استاد عزیزم جناب آقای عینی بسیار خوشحال شدم مصاحبه شما رو خوندم البته قبلا از طریق کتابتون با گیاهخواری آشنا شده بودم و الان دوسال است که گیاهخوار شدم

  3. عالی بود.ممنونم از شما

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*