آخرین خبرها
خانه / تجربیات خام گیاهخواران / یک روز خوب، یک اتفاق خوب به لطف یک انسان زنده دل!
یک روز خوب، یک اتفاق خوب به لطف یک انسان زنده دل!

یک روز خوب، یک اتفاق خوب به لطف یک انسان زنده دل!

امروز که روز تولد من هم بود، شاهد اتفاق خیلی جالب و خوشایندی بودم که به نظرم اومد نوشتن و به اشتراک گذاشتنش خالی از لطف نیست، چرا که برای من خیلی آموزنده و امیدبخش بود. پس می نویسم، اونم به زبان گفتاری و خودمونی و بی شیله پیله!

قضیه از این قرار بود که رفته بودم دفتر انجمن تغذیه طبیعی پندار که اونجا به کارها برسیم، و خب کارم رو دوست دارم و از نظر معنوی خیلی برام ارزشمنده، چون با هدف آگاه سازی و ایجاد تغییر مثبت برای افراد و جامعه بنا شده به امید اینکه ادامه پیدا کنه و مستمر باشه…

بعد از پایان کار در دفتر که استثنائاً امروز زودتر کار رو تموم کردیم چون برای همکاران کار فوریتی پیش اومد که باید از دفتر می رفتن، در راه برگشت از تهران به کرج، من که تنها بودم و از رفت و آمد طولانی بین تهران و کرج احساس خستگی داشتم، چیزی که فعلاً هر روز داره تکرار میشه برام و بعضی وقت ها خیلی کلافه کننده میشه، تو فکرها و تو دنیای خودم بودم که به هر حال “این نیز بگذرد” و مهم اینه که در هر شرایطی که هستم بهترین تلاشم رو برای زندگی در لحظه، واقعی و مثبت بودن انجام بدم…

تو مترو کرج که نششته بودم یه دفعه دیدم یه آقای میانسالی اومده داره یه بروشورهایی بین افراد پخش می کنه و توضیح میده. اولش زیاد دقت نکردم ولی بعد که کلمه “خام گیاهخواری” رو از دهنش شنیدم، حس کنجکاویم گُل کرد! صداش کردم و بروشور رو یه نگاه انداختم، دیدم راجع به خام گیاهخواریه، و توی قسمت منابعش هم آدرس سایت خودم (وگان دانلود) ذکر شده! محتوای بروشور هم توضیحات مختصری از خام گیاهخواری و معرفی اون بود که در آخر برای اطلاعات بیشتر، منابع رو معرفی کرد. خیلی برام جالب بود و خلاصه شروع کردم باهاش سر صحبت رو باز کردم و خودم رو بهش معرفی کردم، ازش جریان رو پرسیدم. ساکن اهواز بود و اومده بود تهران برای همین موضوع که بروشورها رو پخش کنه. گفت من 10 ساله که خام گیاهخوارم و بیماریم درمان شده. حالا میخوام تا جایی که می تونم کمک کنم بقیه افراد از این موضوع آگاه بشن و راه سلامتی رو پیدا کنن. گفت با هزینه ی خودش، 150 هزار نسخه از این بروشورها رو چاپ کرده که با تخفیفی که از چاپخونه گرفته، 7 میلیون تومن براش هزینه داشته! و بعد از من خواست که کمک کنم این بروشورها هر چه بیشتر منتشر بشه. گفت تا حالا 35 هزار تا از این بروشورها رو منتشر کرده.

من واقعاً از دیدن این همه عشق ورزیدن این انسان شگفت زده و خیلی خوشحال شدم. خیلی هم برام جالب بود که چه طور ما دو نفر بدون اینکه از قبل هم رو بشناسیم، در اون لحظه و در اونجا همه چیز دست به دست هم داد که همدیگه رو ببینیم و با همدیگه آشنا بشیم! و البته اتفاق افتادن این موضوع اونم تو روز سالگرد تولّد آدم –حالا این قسمتش یا تصادفی بوده یا نبوده یا هر چی- در هر حال، هیجان قضیه رو خیلی بیشتر می کنه! 🙂

حالا قراره که در آینده نزدیک با این عزیز مصاحبه کنم. می خواستم همین امشب یا فردا باهاش مصاحبه کنم اما گفت کار داره و بر می گرده اهواز، به همین خاطر قراره شده بعد از عید نوروز دوباره بیاد تهران و با هم در تماس باشیم. امیدوارم اون مصاحبه هم به موقعش به خوبی و سریع منتشر بشه تا هممون داستان کامل ایشون رو بشنویم و ار تجربیاتشون در رابطه با خام گیاهخواری و زندگی سالم بهره مند بشیم.

خیلی خوشحالم که شاهد همچین اتفاقی بودم، هم به خاطر اینکه می بینیم فعالان دلسوز تغذیه و درمان طبیعی در گوشه و کنار دنیا تلاش می کنن از راه های مختلف هم‌نوعان خودشون رو از حقیقت آگاه کنن، و هم در سطح وسیع تر، آدم خیلی خوشحال میشه از دیدن این همه عشق ورزیدن که باورش شاید خیلی آسون نباشه برای ماهایی که همه جوره و به شکل های مختلف شاهد مشکلات و اتفاقات تلخ و ناخوشایند بودیم و هستیم، کما اینکه تو همون چند دقیقه که من اونجا بودمف بعضی از مسافرا ازش می پرسیدن: “از این کار چی به تو میرسه؟!” یه جوری می پرسیدن که انگاری دیگه کسی حق نداره کاری رو به خاطر عشق خودش و به دلیلی غیر از یه تیکه کاغذ (پول) انجام بده!!! البته تقصیرشون هم نیست، چرا که ما انسانها چه در طول تاریخ و چه در همین زمان و در زندگی روزانه ی خودمون، به اندازه ای شاهد رفتارهای بد، فریبکاری ها، دروغ ها و ظلم های مختلف بودیم که دیگه به هیچی اعتماد نکنیم و حتی به یک کار خوب و صادقانه هم بدبین باشیم. حالا البته شکاک بودن که گناه نیست و حتی تا حدی لازم هم هست که آدم هر چیزی رو همینجوری الکی باور نکنه، ولی ای کاش اون وقتایی که گول خوردیم هم همینقدر شکاک می بودیم و فریب نمی خوردیم! اینکه یه دفعه یه نفر پیدا میشه که به آدم ها یادآوری کنه چه اشتباهاتی داشتیم، چه فرصت هایی رو از دست دادیم و چه فرصت هایی هنوز هست! همچین اتفاقی رو صرفنظر از اون شخص و حاشیه هاش و صرفنظر از اینکه آدما ممکنه عوض بشن و از هر چیزی سوءاستفاده کنن و غیره، اما به هر حال در وهله ی اول همچین اتفاقی رو میشه به فال نیک گرفت چرا که نیکی و انسانیت همینطور موقع‌هاست که حتی در لابه لای بدترین و ناسالم ترین اوضاع و محیط های اجتماعی، معنا و مفهوم خودش رو نشون میده. و البته، این موضوع به ما یادآوری می کنه که یک انسان هر چند فقط یه نفره، اما چه پتانسیل و ظرفیت گسترده ای داره برای نیکی و چه کارهای خوبی که می تونه انجام بده! بنابراین، توانایی ها و نقش خودمون رو نباید دست کم بگیریم و ناامید بشیم. همونطور که مولوی میگه:

تو نگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید / تو یکی نَه‌ای، هزاری، تو چراغ خود بر افروز!

که یکی چراغ روشن ز هزار مرده بهتر / که به است یک قد خوش ز هزار قامت کوژ

متأسفانه ما انسانها خیلی فراموشکار و غافلیم، واسه همین لازمه آموزه های خوب رو در عمل اجرا و تکرار کنیم، وگرنه اگه تبدیل به انسان‌های ماشینی بشیم، دیگه کارمون تمومه! (مگه اینکه دوباره آگاه بشیم و راه درست رو بریم).

به امید اینکه که این حرکت ایشون موفق بشه، بروشورهای خام گیاهخواری به دست افرادی برسه که واقعاً اهمیت بدن به سلامتی خودشون و صلح و دوستی با تمام موجودات زنده، و دست به دست بشه تا شروعی باشه برای یک آگاهی، نه اینکه به عنوان زباله وارد سطل آشغال بشه! هر چند در هر صورت، اون کسی که برای آگاه سازی مردم اقدام می کنه، اون نقش خودش رو ایفا کرده، و بقیش بستگی به رفتار و واکنش افراد و هم چنین اینکه اونها چقدر در ادامه ی کار نیک مشارکت کنن، بستگی داره. در تجربه ی من در طول زندگی و به خصوص در این 4 سالی که در رابطه با تغذیه طبیعی فعالیت می کنم، با وجود همه فراز و نشیب ها و همه اتفاقات ناعادلانه و ناخوشایندی که افتاد، هر چند هنوز به اون هدفی که انتظار داشتم نرسیدیم، اما صرفنظر از قضاوت ذهن، تجربه ی خیلی موفقی بود و در حد خودش تأثیر گذار. بنابر این من به عنوان یک برادر کوچک‌تر و به عنوان یک انسان از بین 7 میلیارد انسان، دوست دارم به همه توصیه کنم که هر هدف خوبی که دارین-هدفی که به خوبی اون رو از جوانب مختلف بررسی و آسیب شناسی کرده باشید- حتماً در راستای تحقق اون هر چقدر که می تونید تلاش کنید و هر چقدر که امکانپذیره، با افراد همفکر و همدل، همکاری کنید تا از نیروی جمعی هم بهره مند بشید.

امید که افراد درستکار و همدل، کارِ خودشون رو انجام بدم و همدیگه رو پیدا کنن تا با همبستگی، یه دنیای بهتر بسازن.

دوست دارم نوشته ی خودم رو با این دو بیت از فردوسی به پایان برسونم، چون وقتی به این اتفاق و خاطره فکر می کردم، ناخودآگاه این دو بیت به ذهنم اومد، که فکر می کنم ارزش و اهمیّت نیکی رو به خوبی به خواننده بیان می کنه، خواننده ای که ممکنه هر جور عقیده و دیدگاهی نسبت به دنیا و زندگی داشته باشه:

بیا تا جهان را به بد نسپریم / به کوشش همه دست به نیکی بریم

نماند همی نیک و بد پایدار / همان به که نیکی بود یادگار

با آرزوی لحظات خوب و پر از صلح و شادی برای همه عزیزان

ارادتمند

معین قهرمانی نژاد

4 نظر

  1. درود بر تو معین عزیز. اول اینکه تولدت مبارک. دوم اینکه درود که با مشکلاتی که سر راهت هست از جمله فاصله ی طولاتی همونطور که خودت در نوشته ات ذکر کرده ای / و مطمئنم این فقط یکی از مشکلاتی است که باهاش روبرویی / باز هم با عشق و علاقه و با چنین روحیه ی مثبتی و امید به آینده ای بهتر به کارت ادامه میدی
    زندگی یک سفره. و ما هم مسافری در ترن یا در اتوبوسی در حال گذر. درست همونطور که تو در مترو نشسته بودی و نظاره میکردی. حال در این سفر ما میتونیم با چشم بیدار و قلب باز به تماشای مسافران و راه و مناظر بپردازیم و هدفمون این باشه که اونچه رو که فکر میکنم باعث نشر مهر و محبت و نیکویی میشه با دیگران در میون بذاریم و از اونها هم بشنویم . تا زمانی که وقتش بشه که از اتوبوس یا ترنمون پیاده بشیم و زندگی این دنیا رو ترک کنیم و توشه ای پر و پیمان با خودمون ببریم و رضایت قلب همراهیمون کنه. تنها محبت و آرزوهای بلند برای شکوه حیات است که پایدار است ومیماند. زندگی غیر از این هیچ نیست. باز هم درود بر تو. خوشحالم که سفرت چنین هدیه ی خوبی برایت به ارمغان آورد . آرزوهایت بلندتر. کوششت مداوم تر. مهرت بیشتر. قلبت بزرگتر. و هدیه هایت فراوانتر. در روز تولدت و در هر روز زندگیت

    • درود بر شما
      ازتون واقعاً سپاسگزارم که این مطلب رو خوندین و با نوشته ی پرمهر و حقیقت‌بینانه‌ی خودتون، به غنی‌تر شدن بحث کمک کردین.
      خوشحالم از این بابت که انسان های فرهیخته و همدل هنوز در دنیا هستن که امید میده که حقیقت و راه درست -که اونجور که تاریخ و حتی تجربه شخصی ما نشون میده، انسان ها تقریباً هر راه ممکن رو رفتن به جز راه درست!- بالأخره طی بشه و به سرانجام برسه.

      به امید روزی که همه خوشبخت و شاد باشن…

      باز هم سپاس از محبتتون، و آرزوی بهترین‌ها براتون.

  2. اول اینکه تولدتون مبارک .
    دوم اینکه چه اتفاق جالبی .
    سوم اینکه فرشته امید شما اهوازی بود 😀

    مرسی بابت مطلب زیباتون. منتظر مصاحبه هستیم.

  3. داریوش نظری

    اول اینکه تبریک میگویم.سپس ارزوی سعادت وکام یابی برای شما وتمامی عزیزان دارم .ودر نهایت ارزوی توفیق در این راه برای خودم .درود وسپاس بر شما

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*